بديع الزمان فروزانفر

164

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

شرح ابيات [ داستان آن پادشاه جهود كه نصرانيان را مىكشت ] بود شاهى در جهودان ظلم ساز * دشمن عيسى و نصرانى گداز جهود : صورت ديگر است از كلمه‌ى يهود نظير : ژوزف و يوسف ، ژاكب و يعقوب . نصرانى : نسبت است به « ناصره » بر خلاف قياس ، ناصره شهرى است واقع در فلسطين كه مولد مسيح و مسكن مريم بوده است و هنوز خانه‌ى مريم را و چشمه‌ى آبى را كه روح القدس بر مريم در آن جا ظاهر شده است در اين شهر نشان مىدهند و زائران مسيحى به زيارت آن شهر مىروند ، اين شهر اكنون در تصرف اسرائيل است . عهد عيسى بود و نوبت آن او * جان موسى او و موسى جان او شاه احول كرد در راه خدا * آن دو دمساز خدايى را جدا مولانا اختلافات و تعصبات دينى را در مثنوى چند نوبت انتقاد كرده و اصول اديان را واحد شمرده و همه‌ى آنها را منتهى به حق و حقيقت دانسته است ، اين دشمنيها و خونريزيها كه متعصبان در هر عصرى بنام دين و در راه نصرت انبيا بر انگيخته‌اند به عقيده‌ى وى از آثار جهل و غفلت و رنگ عالم حدوث است و كسى كه بقديم متصل شود و حقيقت را چنان كه بايد بشناسد ، او بيگانگى مىرسد و پيروان هر مذهب را معذور مىدارد و جدل و خلاف را بيكسو مىنهد و متوجه مىشود كه انبيا با يكديگر دوست و مصدق هم بوده‌اند چنان كه موسى بظهور عيسى بشارت داد و عيسى نبوت موسى را تصديق مىكرد و همچنين حضرت رسول اكرم ( ص ) موسى و عيسى را فرستاده‌ى خدا و بشارت دهنده بظهور خود معرفى فرمود و از عيسى و تهمتهاى نارواى دشمنان وى دفاع كرد اما اين امتان